آیتالله سیدمحمد عزالدین موسوی حسینیزنجانی، از مراجع تقلید شیعه بود که سالهای متمادی در زنجان و مشهد منشأ آثار زیادی شد. در آستانه سالروز عروجش مروری داریم بر مجاهدتهای علمی و عملی این عالم راحل.
از تبار علمای زنجان
سیدمحمد متولد ۱۳۰۰ هجری شمسی در زنجان بود و تحت تربیت پدرش، آیتالله سیدمحمود حسینی زنجانی رشد کرد. پدری که امامجمعه زنجان و از علمای برجسته شهر بود و مردم زنجان را در مجلس مؤسسان نمایندگی میکرد و به دلیل مخالفتهایش با سلطنت رضاخان پهلوی، مدتی را هم در حصر گذرانده بود.
عزالدین همزمان با تحصیل در حوزه علمیه زنجان، به تحصیلات کلاسیک و فراگیری زبان فرانسه نیز پرداخت. در آن دوران، حوزه علمیه زنجان در شمار حوزههای فعال بلاد بود که پیش از تشکیل حوزه علمیه بزرگ قم، جایگاه ویژهای داشت و بزرگان زیادی را در خود پرورش داد.
او علاوه بر دروس رایج حوزه، در دروس فلسفه و منطق نیز حاضر میشد و منظومه و اسفار را نزد پدر تلمذ کرد، همانطور که دروس خارج فقه و اصول را در محضرش تحصیل میکرد. از آنجا که مورد علاقه پدر بود، تمایلی به مهاجرت و ادامه تحصیل در قم و نجف نداشت، ولی ممنوعیت پوشیدن لباس روحانیت در زنجان، عاملی بود برای مهاجرت به قم.
شاگرد اول علامه در قم
عزالدین بیستساله پس از ورود به قم در درس خارج مرحوم آیتالله حجت شرکت کرد. در همین سالها بود که آیتالله العظمی بروجردی در قم اقامت کرده و به تدریس پرداخت که سید محمد در درس ایشان نیز حاضر شد. در کنار این اساتید از محضر حضرات آیات صدر و خوانساری نیز استفاده کرد.
عزالدین به فقه و اصول اکتفا نکرد و حکمت متعالیه را در محضر امام خمینی(ره) خواند. استادی که معتقد بود شاگردش بسیار خوشفهم و خوشقریحه است. پس از ورود علامه طباطبایی به قم، همراه با شهید مطهری و چند نفر دیگر، شاکله درس اسفار ایشان را شکل داد.
علامه به او بسیار علاقهمند بود و حتی در مصاحبه تلویزیونی که اواخر عمر شریفش انجام شد، شاگردان برجستهاش را این چنین معرفی کرد: شهید مطهری و سیدعزالدین امام. وقتی برای ادامه تحصیل تصمیم به مهاجرت به نجف گرفت و موضوع را با علامه طباطبایی در میان گذاشت، علامه به او گفت: در نجف خبری نیست و برای شما تحصیل حاصل است!
با این حال، عزالدین که خود از مجتهدان مطرح حوزه علمیه بود، چند ماهی به نجف رفت و در آنجا از درس آیات عظام خویی، سیدمحسن حکیم و سیدعبدالهادی شیرازی استفاده کرد. اما در پی بیماری پدر به ایران و شهر زنجان بازگشت.
امام زنجانی
آیتالله سیدعزالدین زنجانی پس از رحلت پدر در سال ۱۳۳۵ در زنجان مستقر شد تا جانشین پدر در اداره مسجد جامع و مسجد و مدرسه سید باشد. او مانند چهار نسل قبلش که همگی مرجع تقلید مردم زنجان و امام جمعه شهر بودند، مرجع مردم شد و نماز جمعه را اقامه میکرد. کرسی درس خارجش هم با محوریت «وسیلة النجاة» در حوزه علمیه زنجان دایر شد. در همین سالها بود که به «امام زنجانی» مشهور شد.
پس از رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی در فروردین ۱۳۴۰، با جدیت تمام به ترویج مرجعیت اعلای امام خمینی(ره) در زنجان پرداخت و بهخاطر نفوذی که در میان مردم داشت، جمع قابل توجهی از مردم شهر به سمت امام(ره) گرایش پیدا کردند.
عزالدین زنجانی همزمان با تصدی امور شرعی، فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را نیز پیگیری میکرد. در خرداد سال ۱۳۴۲ و در پی نهضت امام خمینی(ره)، علیه رژیم پهلوی سخنرانی کرد و دستگیر شد و به همراه بزرگانی نظیر شهید مطهری، محمدتقی فلسفی و مکارم شیرازی ۴۵ روز در زندان بود.
اما زندان مانع فعالیت او نشد و پس از آزادی به مبارزات خود ادامه داد تا اینکه در سال ۱۳۵۰ و در پی سخنرانی شدیداللحنی علیه شاه، به حبس خانگی درآمد. یک سال بعد محکوم به پنج سال تبعید شد و به اجبار زنجان را ترک کرد تا به اصطلاح خودش به مشهد پناه آورد.
مبارزه در تبعید
آیتالله زنجانی در مشهد به فعالیت علمی خود ادامه داد؛ دروس خارج فقه و اصول و تفسیر او در حوزه علمیه مشهد دایر بود و در سال ۱۳۵۴ نخستین رساله عملیهاش انتشار یافت. رسالهای که برخلاف بسیاری از مراجع، بهجای تعلیقه بر «عروةالوثقی»، بر «وسیلةالنجاة» سید ابوالحسن اصفهانی بود.
در این دوران با وجود تمام محدودیتها، از فعالیت مبارزاتی هم دست نکشید؛ در تظاهراتها حاضر میشد و در جلساتی که برای رهبری قیام و ارتباط با امام خمینی(ره) و انتقال خواستههای ایشان به مردم تشکیل میشد، حضوری جدی و فعال داشت.
او در کنار آیات عظام شیرازی، قمی، میرزا جوادآقای تهرانی و مروارید، مرجع مبارزان مشهدی بود و فضلای مبارزی نظیر آقایان خامنهای، هاشمینژاد و واعظطبسی جلسات مستمری را در محضر آنها داشتند و برای پیشبرد مبارزات انقلاب مشورت میگرفتند.
تحریم جشنهای نیمه شعبان سال ۱۳۵۷، تهدید دولت ایران و عراق در پی محاصره منزل امام در نجف توسط دولت عراق و اعلام عزای عمومی در پی شهادت سیدمصطفی خمینی و نیز واقعه دهم دیماه مشهد، از جمله اقدامات گروهی از علمای آن زمان بود که آیتالله زنجانی در آنها نقش داشت.
آیتالله زنجانی در آستانه ورود امام به ایران و در اعتراض به ممانعت دولت بختیار، به همراه گروهی از علمای تراز اول مشهد در حرم مطهر رضوی متحصن شد و پس از مراجعت امام نیز در معیت آنها به ملاقات امام در تهران شتافت. او در برابر تحجر و انجمن حجتیه نیز حساس بود و در روشنگری درباره این حرکت نقش فعالی ایفا کرد.
پس از بازگشت امام به میهن و در بحبوحه انقلاب، به حکم امام برای پیشبرد انقلاب در زنجان راهی زادگاهش شد. امام برای مردم زنجان نوشت تحت رهبری او به مبارزه خود علیه ظلم و استبداد ادامه دهند.
با پیروزی انقلاب، به مدت دو سال همچنان در این شهر بود و مسائل مردم و انقلاب را رهبری میکرد؛ تا اینکه در سال ۱۳۵۹ از ترور مرموزی نجات یافت. با استقرار انقلاب و تغییر شرایط ترجیح داد به مشهدمقدس بازگردد و تا آخر عمر در این شهر بماند.
کانونی برای جوانان مشهد
آیتالله زنجانی در مدت حضورش در مشهد، فعالیتهای علمی و فرهنگیاش را در مسجد امام صادق(ع) متمرکز کرد؛ از امامت جماعت و ارتباطگیری با قشر جوان و بهویژه دانشجویان و ارتباط چهرهبهچهره با توده مردم و تلاش برای حل مشکلات آنان تا انجام امور مرجعیت و تدریس دروس خارج و نهجالبلاغه؛ فعالیتهایی که بهتعبیر رهبر شهید انقلاب، این مسجد را به کانون مهمی برای جوانان مشهد تبدیل کرد.
او در کنار همه فعالیتها هیچگاه از شرکت در مراسمهای سیاسی و انقلابی غافل نبود. نزدیکان او روایت میکنند ایشان مقید به حضور در راهپیماییها، تظاهرات و انتخابات بود و در سخنرانیهای خود همیشه مردم را به حضور در این عرصهها دعوت و بر حمایت از انقلاب تأکید میکرد.
پس از رحلت برخی علما و مراجع بزرگ مشهد، رهبر شهید انقلاب تأکید بسیاری داشتند که مرجعیت آیتالله زنجانی بهصورت علنیتری اعلام شود و دفتر رسمی داشته باشد و حتی بعثهای هم به مراسم حج بفرستد تا مرکزیت علمی مشهد در میان حوزههای علمیه از بین نرود. همین بود که دفتر مرجعیت آیتالله زنجانی در سال ۸۴ رسماً افتتاح شد.
از فقه تا فلسفه
درس خارج آیتالله زنجانی ترکیبی از مباحث عقلی و نقلی و اصولی و فلسفی بود و به عرفان و ادبیات عرب و فارسی تسلط داشت. در درس تفسیرش هم اخلاق و عرفان را فراموش نمیکرد.
او به فقه سیاسی هم توجه نشان میداد. کتابالجهاد از جواهرالکلام را یک دوره پیش از انقلاب و دو دوره پس از انقلاب تدریس کرد که در حاشیه آن به مباحث فقه سیاسی نیز میپرداخت. مبانی فقهی او نزدیک به مبانی فقهی امام خمینی(ره) و در واقع تقریر سخنان امام بود.
جامعیت، از مهمترین ویژگیهای آیتالله زنجانی بود. با اینکه هم پای درس فقهای بزرگ قم زانو زده بود و هم مدرسه فقهی نجف را درک کرده بود، در حکمت و فلسفه نیز از بزرگان عصرش بهره گرفته بود. در تفسیر و تحلیل ابیات مثنوی تسلط فوقالعادهای داشت و سالها بهصورت منظم به تدریس مثنوی میپرداخت.
او با جایگاهی که در حوزههای علمیه داشت، به پشتیبان اصحاب علوم عقلی در فضای حوزه علمیه مشهد مقدس تبدیل شد. با وجود این در فلسفه با اینکه متأثر از مرحوم علامه طباطبایی بود، اما نقدهایی را هم بر مباحث استادش وارد میکرد. همانطور که در ملاصدرا هم توقف نکرده بود؛ چون تقلید در فلسفه را نقض غرض میدانست.
از آیتالله زنجانی تألیفاتی نیز برجا مانده؛ از جمله: راه رستگاری در اخلاق، تفسیر سوره حمد، شرح زیارت عاشورا، مناسک حج، شرح خطبه حضرت زهرا(س)، زندگینامه علامه بلاغی، مطارحات حول معیار الشرک فی القرآن، یکصد و ده سؤال، تقریرات مرحوم حجت کوهکمرهای، تقریرات مرحوم بروجردی، فیضالعلیم فی شرح تحفة الحکیم، شرح زیارت آلیاسین، رسالة فی حقیقة الایمان و... .
آرامش عزالدین در دارالزهد
آیتالله عزالدین زنجانی پس از سالها تلاش علمی و انقلابی، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ در سن ۹۲سالگی در مشهد دار فانی را وداع گفت و پیکرش دو روز بعد در دارالزهد حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد.
در پیام تسلیت رهبر شهید انقلاب آمده بود: «این بزرگوار که از عالمان برجسته و ذیفنون به شمار میرفتند، از زنجان و نیز دوران اقامت طولانی در مشهد مقدس، کانون توجه فرزانگان و اصحاب اندیشه و هنر نیز قرار داشتند و محفل گرم هدایت و افاده ایشان محل حضور طبقات گوناگون بود».





نظر شما